ابدارچی


اخبار روز


ابدارچی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دوسه روز پیش یه روز تا حدود شش اداره جدید بودم. توی ابدارخونه داشتم برای خودم چایی می ریختم. یهو یکی دیگه از همکاران وارد شد. دوتا مهمان همراهش بود. یکیشون مدیرعامل یه شرکت افریقایی بود( خودشم افریقایی بود و سیاه). اون یکی یه ایرانی بود که شاید رابطشون بود. نمی دونم.

در هرصورت ایرانیه امد توی ابدارخونه و گفت میشه یه چایی بهم بدی. ( یا یه چیزی شبیه این)
بطور واضحی منو با ابدارچی اشتباه گرفته بود.منم یه چایی بهش دادم. و یکم باهام حرف زد و از هم جدا شدیم. البته من اصلا مانند یه ابدارچی باهاش رفتار نکردم ولی به روش هم نیاوردم.

امروز دوباره امد و منو پشت سیستمهام دید. البته همون روز هم من بعدش امدم بیرون و وسایلم رو جمع کردم و رفتم خونه و یحتمل فهمید. ولی امروز ازم عذرخواهی کرد. منم گفتم نه مشکلی نیست. ما در جایی بدی بهم رسیدید و طبیعی بود که شما فکر کنی من ابدارچی هستم.

در واقع ظاهر من با یه ابدارچی فرقی خاصی نداره. و می تونستم ابدارچی باشم.


همیشه ازین که از بیرون نمیشه فهمید کی چی هست ناراحت بودم و هستم. کاش راه حلی برای این موضوع پیدا می شد و شخصیت ادمها از بیرون و وظاهرشون معلوم بود

محصولات


ارسال نظر





Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.