برخورد قوم کوچ با سیستانی ها


اخبار روز


برخورد قوم کوچ با سیستانی ها

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

سیستان در دورة اموی، از جنبة اجتماعی اوضاع آشفته ای داشت. یكی از مشكلات سیستان در این دوره، جنگ های قبیله ای بود (بلاذری، 1337، ص 554). در واقع، اعراب با ورود به سیستان، اختلافات قبایلی خود را به این منطقه كشاندند و دو طایفة تمیم و بكر بن وائل خصومت های شدیدی با هم داشتند. رقابت قبیله ای میان دو گروه مزبور از تمایزهای مشخص زندگی عرب در سیستان بود كه این رقابت در ادامة فعالیت فرق خوارج در سیستان تأثیر فراوان داشت (باسورث، 1377، ص 112).

به روایت منابع، بكر بن وائل، دُكانی در سیستان ساخته بود، ولی تمیم آن را ویران كرد. سپس تمیم دوباره آن را ساخت، ولی بكر دوباره آن را ویران كرد. دو طرف 24 بار این كار را تكرار كردند. ابن حلزه یشكری در این باره گفت: ای دوست، جوشنم را بیاور كه جنگ میان ما و تمیم آغاز شده است. گروه خویشاوندی كه بی حرمتی را بر ما زیاد كرده اند. در گذشته نیز این كار را كرده اند. آنها از ما صلح طلب كرده اند، ولی زمان صلح سر آمده است. آنچه آنان طلب می كنند بالاتر از ستارگان است (ابن عبدربه، 1404ق، ج 2، ص 169).

علاوه بر این، وجود ناامنی در سیستان، به سبب فعالیت های دزدان و راهزنان، زمینه را برای فعالیت و حضور خوارج در سیستان فراهم می ساخت. در این دوره، بعضی از قبایل بومی مانند قفص و بلوچ و برخی از مهاجران عرب از ناآرامی در سیستان استفاده كرده، دست به غارت و چپاول می زدند كه این امر موجب می شد مردم بومی سیستان برای سركوب آنها به خوارج گرایش یابند. بلاذری به نقل از یكی از شاعران، در سیستان آورده است: بشارت ده سیستان را به گرسنگی و جنگ و به آمدن ابن فصیل و راه زنان عرب كه نه از زر سیریشان بود و نه از سیم (بلاذری، 1337، ص 551). البته این امر به صورت مقطعی و در كوتاه مدت، به جذب بومیان به خوارج كمك كرد، وگرنه در درازمدت، خود خوارج از عمده ترین عوامل ناامنی و خشونت در سیستان بودند.

عرب ها در این دوره، به سبب آنكه اسلام در میانشان ظهور كرده بود، خود را از دیگران برتر می پنداشتند و امتیازهای ویژه ای برای خویش قایل بودند. آنها بر موالی فخرفروشی می كردند و می گفتند: نه تنها شما را از بردگی و اسارت آزاد ساختیم، بلكه از پلیدی كفر و شرك نجات داده، مسلمان نمودیم و همین كافی است كه از شما برتر باشیم (زیدان، 1352، ص 698). همین سبب می شد كه موالی به اعتقادات مساوات طلبانة خوارج گرایش یابند. شعارهای خوارج ازجمله نفی سیادت عربی برای سپاهیان و نیروی نظامی آنان كه غالباً از موالی و غیرعرب بودند، از جذابیت خاصی برخوردار بود (مفتخری و زمانی، 1387، ص 89).

بی تردید، تمایلات استقلال طلبانة مردم سیستان یكی از علل مهم پیوستن آنها به خوارج بود. سیستان یكی از ولایات مهم ایران پیش از اسلام بود (كریستن سن، 1368، ص 157) و بقایای مراكز زرتشتی تا قرن ها در این منطقه پایدار ماند، به گونه ای كه در قرون نخستین هجری، یكی از مناطق ایران بود كه دین زرتشتی در آنجا همچنان نفوذ زیادی داشت (صدیقی، 1372، ص 101). به یقین، بخشی از مخالفت های ضداعراب ناشی از حس ملیت پرستی و استقلال خواهی مردم این منطقه بود و خوارج فرصتی برای آنها برای ابراز مخالفت های خود مهیا ساختند.


محصولات


ارسال نظر





Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.