دستور زبان عشق سروده ی قیصر امین پور


اخبار روز


دستور زبان عشق سروده ی قیصر امین پور

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دستور زبان عشق
دستور زبان عشق
، آخرین مجموعه ی شعر قیصر امین پور شاعر برجسته ی ایرانی ست. قیصر امین پور از آن دسته شعرایی ست که در سروده های خود از زبان ساده و بی تکلف بهره برده و در عین حال ترکیبات کنایی و مثل ها در زبان شعر او بسیار به چشم می خورد. ایهام، پارادوکس، تشبیه و حس آمیزی نیز در اشعار وی به وفور دیده می شوند.

قالب هایی که قیصر امین پور شعر می سراید، نیمایی، غزل و رباعی هستند. در مجموعه ی دستور زبان عشق، گویی بخشی از آرزوهای نیما یوشیج؛ یعنی همان نزدیک کردن زبان شعر به زبان محاوره و معمول تحقق می یابد.

از شاهکارهای دستوری دستور زبان عشق جا به جایی هنرمندانه ی “در” و “بر” ذر شعر طرحی برای صلح است. شاعر پیروزی واقعی را از بین بردن دشمن در، جنگ نمی داند، بلکه پیروزی در جنگ، بر جنگ پیروز شدن است.

شهیدی که بر خاک می خفت
سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت
دو سه حرف بر سنگ: “به امید پیروزی واقعی / نه در جنگ، که بر جنگ!

لحن شعر
گذشته از لحن ساده و نزدیک به زبان محاوره ای این مجموعه، لحن کلی سروده ها لحن پرسشی ست. ذهن و اندیشه ی شاعر پر از پرسش و سوال است. در بعضی جاها نیز پرسش هایی از هستی و زمان و زمین و چرایی آن دارد.

چرا همیشه همین است آسمان و زمین؟
زمان هماره همان و زمین همیشه همین؟
اگر چه پرسش بی پاسخی است می پرسم
چرا همیشه چنان و چرا همیشه همین؟

فعال ترین عضو مجموعه ی دستور زبان عشق “دل” است. او قهرمان شعرهای قیصر است. دو شعر از اشعار او به نام های سرمایه ی دل و داد دل را دادند و در بسیاری از شعرهای او واژه ی دل تکرار می شود. دل در مرکز و قلب واژه های منتخب دیوان قرار دارد.

شاعر به دنبال نام گم شده در دفتر دل می گرد:

 دلم را ورق می زنم / به دنبال نامی که گم شد
به دل نمی توان دستور داد / چرا که دل خود فرمانده ی وجود است

از عناصر مهم شعر قیصر امین پور عناصر طبیعی ست؛ باد و باران، دریا، موج، ساحل، جویبار، آبشار، کوه، صخره، قله، درخت، سرو، سوسن، صنوبر، شمشاد، پیچک، نیلوفر، نرگس، آلاله، لاله، آسمان و زمین، باغ، میوه، شاخه، برگ، جنگل، پروانه، کبوتر، غزال، گوزن، ماهی، مگس، عقاب، ستاره، خورشید و ماه، نسیم، سراب، مرداب و حباب، آفتاب، ابر، صبح و شب، شبنم و شکوفه، و از همه مهم تر گل است که در بیشتر شعرها حاضر و در حال شکفتن است. ترکیبات گل دادن و گل کردن و شکفتن و شکوفه دادن هم مرتب در اشعار وی تکرار می شود.

دستور زبان عشق

دست عشق از دامنِ دل دور باد!
می توان آیا به دل دستور داد؟
می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود:ایست!
باد را فرمود:باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد
خوب می دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد.

سرمایه دل
این حنجره، این باغ صدا را نفروشید
این پنجره،این خاطره ها را نفروشید
در شهر شما باری اگر عشق فروشی است
هم غیرت آبادی ما را نفروشید
تنها، به خدا، دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچه راز خدا را نفروشید
سرمایۀ دل نیست بجز اشک و بجز آه
پس دست کم این آب و هوا را نفروشید
در دست خدا آینه ای جز دل ما نیست
آیینه شمایید، شما را نفروشید
در پیلۀ پروانه بجز کرم نلولد
پروانۀ پروازِ رها را نفروشید
یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
این هرولۀ سعی و صفا را نفروشید
دور از نظر ماست اگر منزل این راه
این منظرۀ دونما را نفروشید

برای دانلود این مجموعه می توانید به فروشگاه کتاب فیدیبو مراجعه کنید.


محصولات


ارسال نظر





Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.