محاکمه


اخبار روز


محاکمه

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

از عشق به عقل شکایت ها شد
عقل آمد و محکمه برپا شد
همه اعضا شاکی قلب شدند
که چرا اندرش عشق جا شد
قلب گفت یا حضرت القاضی
گویم که چرا وجودم همه تمنا شد
میپرسم سوالی از جمعی از حضار
شاید شود معلوم چرا راهم خطا شد
تورا میگویم ای چشم اول بار
نگاهت با نگاهی چرا  غرق تماشا شد
مگر تو نبودی که می گفتی نگاهم
اسیر آن مه روی زیبا شد
تو را خوانم ای گوش این بار
اندرونت آن روز چه نجوا شد
که گفتی به از این طنین نخواهم شنید
کر بود و با صدایش شنوا شد
چه گویم که با دیدن و شنیدن چشم و گوش
پاها هم قدم با او پا به پا شد
دستها آخر شما را چه گویم دگر
که با لمس دستانش عشقتان هویدا شد
آغوشی به از این نخواهیم دگر
گفتید مرا و این  دل دریا شد  
حال از تو میپرسم ای عقل
آیا راهی دگر بود و این دل شیدا شد؟
جواب آمد ای قلب
سری بود که  پیدا شد
همه اعضا محکوم شدند
و قلب از همه تهمت مبرا شد


محصولات


ارسال نظر





Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.