وضعیت بودن


اخبار روز


وضعیت بودن

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

در فراگرد رشد، انسان ها درباره ارزش شخصیتی خود و همچنین افراد مهم محیطشان، از مفروضات اساسی برخوردار می شوند که ممکن است نسبت به سایر افراد در دوران بعدی زندگی نیز تعمیم یابد. یکی از صاحبنظران ترکیب مفروضات را درباره ارزش خود و دیگران " وضعیت بودن" می نامد.


روانشناسی

 به نظر می رسد که وضعیت های بودن ثابت تر از حالت های من باشد. این حالت ها در طول زندگی از راه دریافت پاسخ های رفتاری و تقویت و تشدید نیازهای فرد شکل می گیرند. این مفروضات از نظر شخص بر حب درستی رفتار بر روی یک پیوستار تشریح می شوند. بدین ترتیب که هر کس نسبت به درستی کردر خود تصوری دارد و به عبارت دیگر هر فردی به عنوان یک انسان تلقی خاصی از ارزش ها دارد که براساس آن کردار خود و سایر افراد را نی درست یا نادرست می داند.

+ در این باره در کتاب های روانشناسی بیشتر بخوانید، برای دریافت این کتابها به لینک زیر مراجعه کنید:+

http://fidibo.com/books/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA

از وضعیت بودن چهار نوع ترکیب زیر به دست می آید:

-    هیچکدام ارزشی نداریم ( پوچی )
-    شما ارزش دارید ولی من ندارم ( خود کم بینی )
-    من ارزش دارم ولی شما نداری( خود بزرگ بینی)
-    هر دو ارزشمندیم( شخصیت سالم )


افرادی که در وضعت اول هستند احساس بدی نسبت به خودشان دارند و تمام مردم دنیا را بدبخت و بی نوا می بینند. کسانی که چنین نگرشی دارند معمولا در زندگی سرخورده می شوند. آنان به دیگران اعتمادی ندارند، به خودشان نیز اطمینانی ندارند. و به بیان دیگر با نگرشی بدبینانه به خود و دیگران می نگرند. در این حالت مدیر احساس نومیدی و بیهودگی کرده و به زودی در برابر مشکلات تسلیم  می گردد. اگر بر حسب اتقاف زیر دست قابل اعتمادی داشته باشد احساس پوچی او بیشتر می شود.

وضعیت دوم اغلب از حالت " من کودکی سازگار" افراد ناشی می شود. افراد این وضعیت احساس می کنند که دیگران تواناتر هستند و به طور کلی مشکلات کمتری نسبت به آنان دارند. این افراد همیشه فکر می کندد که " قسمت نازک نان " به آنها می رسد شاید این ضرب المثل که "سنگ همیشه به در بسته می خورد" زیبان حال آنان باشد. این معمولی ترین وضعیت زندگی برای افرادی است که احرتام زیادی برای صاحبان زر و زور قائلند. آنها دنیای خود را اینگونه تجسم می کنند که " من کنترل یا قدرت چندانی بر عوامل محیطی ندارم " ولی به نظر می رسد که دیگرا یا همان صاحبان زر و زرود و مقام تمام قدرت ( قدرت پاداش و تنبیه ) را در اختیار دارند. این حالت دوری جستن از دیگران است. فرد در این وضعیت گوشه گیری کرده و انگیزه ای برای معاشرت با دیگران در خود نمی یابند و در نتیجه احساس فرودستی و سرخوردگی می نماید.
وضعت سوم اغب احساس است که ناشی از حالت " من والدینی عیبجو" می باشد. در این حال افراد حداقل به دو دلیل تمایل به کوچک کردن دیگران دارند:

-    غالبا دیگران را به عنوان منبع انتقاد می دانند و احساس می کنند که گرچه خودشان دقیقا کامل یا درست نیستند، ولی دیگران نیز بیش از اندازه از آنها انتقاد می کنند.
-    این افراد می خواهند با قطع رابطه یا با طغیان علیه یک شخص صاحب نفوذ ،مستقل تر شوند در حالی که چگونگی این کار را نمی دانند و یا در این راه در گذشته تجربیات ناگواری داشته اند.

در وضعیت فوق فرد با چند فراز و نشیب که در وطل زندگی داشته است احساس می کند که به مقدار زیادی از اعتماد به نفس و استقلال برخوردار شده است، ولی چنین کسی مطمئنا با دیگران به طور باز برخورد نکرده و در عمل صادق نبوده و دیگران را نیز در محیط خود سهیم نمی کند، زیرا فکر می کند که چوب آن را خواهد خورد . شاید این گفته که " اگر انگشت خود را در عسل کنی و به دهان هر کسی بگدذاری گاز می گیرد" وصف حال اینان باشد. افرادی که چنین وعیتی دارند اغلب گوش شنوا را از دست داده و تلاش کسانی را که می خواهند با آنان ارتباط برقرا کنند نافرجام می گذارند.

یکی از صاحبنظران در مطالعاتش درباره چنین افرادی به این نتیجه رسیده است که اگرچه این افراد ظاهرا با اعتماد به نفس و کنترل بر رفتار خویش عمل می کنند، ولی در واقع " احساسات نادرست بودن " کردار خود را مخفی می دارند.

در وضعیت چهارم افراد احساس می کنند که به خود و همچنین دیگران اعتماد و اطمینان دارند، رفتار و اطمینان دارند، رفتار آنان از حالات " من والدینی پرورشی"  ،" بزرگسالی" و " کودکی شاد " نشات می گیرد و به ندرت تحت تاثیر " من والدین عیبجو" یا " کودکی مخرب " قرار می گیرند. در این حالت است که مدیر مردمداری کرده و اساسا احساس اطمینان به دیگران را در خود زنده نگه داشته و روحیه سازندگی دارد. چنین مدیری در جست و جوی افراد قابل اعتماد است، و اشخاص سرخورده و نگران را تشویق می کند تا توانایی هایشان شکوفا شود.


محصولات


ارسال نظر





Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.